خرید بک لینک
یکیتون بیاد بهم یاد بده چجوری آهنگ میذارید رو وبلاگ

من این جدیدا رو بلد نیستم اون قدیمیا هم کار نمیکنن [احساس پیری میکند]

:)))

+ این روزا سردرگمم و فکر نمیکنم به نتیجه ای برسم.

+ زن ها وقتی عاشق میشن دیوونه هم میشن، حالا میخواد یه دختر 14 ساله باشه، من باشم یا ناتاشا رومانوف. همه همینیم تفاوتمون فقط تو توانایی کنترل کردنشه

+ کالری امروزمم به زور 1000 شد. برم ببینم چی میتونم بخورم که هم سالم باشه و هم نصفه شب از گشنگی بیدار نشم

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 13:17

به نظرم سخت ترین بخش کار بررسی از مرجع مامان طبق کپی رایت سر و کله زدن با مردمه -_- طرف روز عاشورا (پنجشنبه) بچش از بلندی افتاده سرش ضربه خورده، دکتر دارو داده اینام نگرفتن گفتن امروز که همه جا بسته ست! شنبه میگیریم بچه دیروز ت

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 13:17

هفته پرکاری بود هر روز بیرون بودم و خسته برمیگشتم خونه ولی داره خوش میگذره ^-^ این وضعیت رو ترجیح میدم به همش بیکار تو خونه موندن دوشنبه هم با علی رفتیم گردش خیلی خیلی خوب بود و بهم حلقه داد *___* نشس

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 13:17

نمیدونم از گرفتگی هواست یا چون خونه موندم، امروز یجور گرفته ایه از دیروز شروع کردم درس خوندن یه سری جزوه لازم دارم که پرینترم خرابه باید بدم بیرون به شدت نمیخوام با همکلاسیام در ارتباط باشم و فکر میکن

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 13:17

چقدر زود باز آخر هفته شد امروز خیلی استرس کشیدم این استاد جدیده اذیت میکنه یه عالمه درس داریم همه استادا هم که فکر میکنن فقط درس خودشونو باید بخونیم یکی دوتا کتاب معرفی میکنن این دو ترم آخر خیلی سنگین

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 13:17

از چسناله که بگذریم، سخن دوست خوش تر است فردا با علی بریم گردش یه کم خستگی در کنیم ^-^ اینکه تازگیا همش سرش شلوغه از یه جهتی خوبه، چون خب کار هست خدا رو شکر یه کمی هم خوب نیست چون خسته میشه و وقت کمتر

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 13:17

از مامان و بابام بدم میاد -_- از این همه بی نظمی و بی برنامگی هیچ چیز تو این خونه سر جاش نیست همیشه مهمون دارن، همیشه به معنی واقعی خسته شدم دیگه به خدا هرشب میام خونه یه کم استراحت کنم یهو یه گروه آد

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 13:17

یه عالمه درس نخونده دارم باید برم دکتر واسه گوشم. نمیخوام به کسی بگم اما تا حالا هم تنهایی دکتر نرفتم دو هفته رژیم نبودم. وزنم نه کم شد نه زیاد ^_^ از دیروز دوباره شروع کردم این دفعه با هدف 60 نمید

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 13:17

رفتم دکتر، گفت واسه سینوزیته و دارو داد. قرصا رو میخورم و قطره رو میریزم، اما آمپول رو هنوز نزدم :))) یه شلوار جین و یه لگ خریدم، دو سایز رو شلوار کم کردم ^_____^ یه مانتو هم داشتم دکمه هاش به سختی بس

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 13:17

صفحه بندی